محمد على مجاهدى

22

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

2 . قطران تبريزى ملقب به فخر الشعراء و مُكنّى به ابو منصور فرزند منصور گيلانى است ، ولى خود وى در ده شادى آباد واقع در شش كيلومترى جنوب شرقى تبريز به دنيا آمده است . او در سبك خراسانى شعر مىسروده و تعداد اشعارش را حدود دوازده هزار بيت نوشته‌اند كه اغلب در قالب قصيده بوده است . وى در سال 466 ه . ق به بيمارى نقرس در تبريز بدرود حيات گفته و در مقبرة الشعراى سرخاب به خاك سپرده شده است . همو علاوه بر ديوان شعر ، لغت‌نامه‌اى نيز داشته به نام تفاسير فى لغة الفرس كه فعلا نسخه‌اى از آن در دست نيست . « 1 » قطران تبريزى در پايان قصيده‌اى كه براى ممدوح خود ابو الخليل جعفر سروده ، به هنگام دعا ، دشمنان او را همانند فرعونيان و همچون كفار كربلا مرده مىخواهد : تا وصف غرقه گشتن فرعونيان بوَد * تا نعت كربلا بود و آن همه بلا بادند دشمنانْت چو فرعونيان غريق * خصمانْت گشته مرده چو كفار كربلا « 2 » و در رثاى ممدوحى ديگر ، تشنه جان دادن او را با شهيد كربلا مقايسه كرده است ! رفتى ز جهان به تشنگى بيرون * مانند شهيد كربلا بودى « 3 » همو در قصيدهء مناقبى ديگرى دربارهء ممدوحى ديگر و نتيجهء كارزارى كه با دشمن داشته است مىگويد : گشت چون زهر هلاهل ، نوش در كام عدو * چون شدى در جنگ و ، گفتى جنگجويان را هلا آن بلا كآورده‌اى در جان بدخواهان ملك * فاش گشت اندر جهان همچون حديث كربلا « 4 » 3 . حكيم ناصر خسرو قباديانى ( 394 - 481 ) مكنّى به ابو معين و ملقب و متخلص به « حجت » فرزند خسرو قباديانى ، از پرآوازه‌ترين سخنوران و دانشمندان سدهء پنجم هجرى است . در قباديان از نواحى بلخ زاده شد و در سن هشتاد و هفت سالگى در قصبهء يمگان از ولايت بدخشان بدرود حيات گفت .

--> ( 1 ) . دويست سخنور ، نظمى تبريزى ، چاپ دوم ، ( سال 1363 ) ، ص 328 و 329 . ( 2 ) . ديوان قطران تبريزى ، از روى نسخهء مرحوم محمد نخجوانى ، با مقالاتى از : بديع الزّمان فروزانفر ، ذبيح اللّه صفا و سيد حسن تقىزاده چاپ اول ( انتشارات ققنوس ، تهران ، 1362 ) ، ص 8 . ( 3 ) . همان ، ص 368 . ( 4 ) . همان ، ص 455 .